با نگاهی به تولیدات فرهنگی هنری مناسبتی/بخش دوم
تولید مناسبتی؛ از عامیانه بودن تا نخبه گرایی
با نگاهی به محصولات فرهنگی هنری مناسبتی این پرسش مطرح می شود که آثار خلق شده بیشتر محصول نگرشی عمومی نسبت به فرهنگ و هنر است یا تولید آن ها به هنرمندان حرفه ای سپرده می شود.

خبرگزاری شبستان، سرویس فرهنگی- محمد پورعلم : پیش از این در گزارشی با عنوان «تولید مناسبتی؛ از عادت تا خلاقیت» به موضوع تولیدات فرهنگی هنری مناسبتی پرداختیم و به همین بهانه برخی مظاهر فرهنگ و هنر از جمله بنرهای شهری مناسبتی و برنامه های تلویزیونی را به طور اجمالی مورد بررسی قرار دادیم . علاوه بر این، پرسش هایی را درباره شاخصه های لازم برای موفقیت یک برنامه فرهنگی هنری مناسبتی ذکر کردیم تا روزنه ای هر چند کوچک به نقد تولیدات مناسبتی بگشاییم. در نوشتار پیش رو به بررسی تعدادی دیگر از مظاهر فرهنگ و هنر می پردازیم و با یادآوری پیشینه آن ها می کوشیم مسیر طرح پرسش های بنیادین درباره آن ها را هموار کنیم.
 



همان گونه که پیشتر ذکر آن رفت، هر یک از مظاهر فرهنگ و هنر زمینه های حرفه ای و اجتماعی خود خاص خود را دارند که موفقیت آن ها نیز در گرو توجه به همین زمینه هاست. مثلا بنرهای شهر مناسبتی -از آن جا که تنها در کسری از ثانیه به دیده شهروندان سواره می آیند- باید پیام تاثیرگذار خود را به سرعت منتقل کنند. یا موفقیت برنامه های مناسبتی رادیو و به خصوص تلویزیون به جذابیت و شناخت درست از مخاطب ملی وابسته است.

 



بر همین اساس می توان این نگرش را بسط داد و تولیدات مناسبتی سایر حوزه های فرهنگ و هنر را نیز مورد بررسی قرار داد. «سرود» یکی از مهمترین تولیدات مناسبتی است که در سال های منتهی به انقلاب رشدی چشمگیر را تجربه کرد و به یکی از پایه های تهییج مردم انقلابی بدل شد. سرودهایی که هنوز هم، حس و حال ماه های منتهی به پیروزی را زنده می کند و شنونده را به آن روزهای پرالتهاب پرتاب می کند. امروز بیش از چهل سال از پیروزی انقلاب می گذرد اما کمتر سرودی را می توان یافت که همچون آثار آن روزها ماندگار شده باشد. این مساله پرسشی مهم درباره سرود به عنوان اثری وابسته به شعر، آهنگسازی و گروه کر را مطرح می کند.
 

 


در همین زمینه می توان به آسیبی اشاره کرد که در دو دهه گذشته «نواهای های مناسبتی» را تهدید می کند: استفاده از اشعارسطحی و ملودی های نامتناسب در آثار مذهبی. موضوعی که در سال های گذشته علمای دین بارها نسبت به آن تذکر داده اند. اما چرا هر ساله در مناسبت های مذهبی تعدادی از این گونه آثار در فضای مجازی منتشر و در خیابان ها شنیده می شود؟ راز جذابیت این آثار برای گروه های سنی نوجوان و جوان چیست؟ آشنایی این گروه سنی با ادبیات فاخر و دستگاه های آوازی از کدام مسیر می گذرد؟
 



از این ها که بگذریم می توان مثال هایی را پیرامون آثار تجسمی مناسبتی نیز مطرح کرد. شاید در میان رشته های مختلف هنر تجسمی، هیچ یک به اندازه «گرافیک» در تولید آثار مذهبی مناسبتی نقش نداشته باشند. گرافیک از همان سال های ابتدای انقلاب گویی بستری فراهم تر برای تولید آثار متناسب با مناسبت های مذهبی داشت. نکته ای که اتفاقا سیدمرتضی آوینی در بررسی وضعیت هنرها پس از انقلاب به آن اذعان می کرد.

 



امروز حضور پررنگ گرافیک در مناسبت های آیینی را به خوبی می توان مشاهده کرد. از بنرهای شهری متعدد تا طرح های دیجیتال متنوع همگی نشانه ای از این حضور پررنگ است. در مقابل اما «نقاشی» پس از انقلاب با وجود تک ستارگان دهه شصت و هنرمندان نوظهوری همچون حسن روح الامین -که آثار درخشانی در زمینه نقاشی مناسبتی مذهبی خلق کرده است-  در مناسبت های مذهبی حضوری چشمگیر ندارد. موضوعی که پرسش های بنیادین درباره نگرش جامعه به مقوله نقاشی را پیش می کشد. چرا گرافیک بیش از نقاشی مورد توجه جامعه مذهبی قرار می گیرد و رئالیسم تا چه اندازه می تواند به حوزه مذهب نزدیک شود؟

 

 

 

 

چاپ خبر