در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین صادقی ارزگانی، ‌پژوهشگر دینی مطرح شد
"ما رایت الاجمیلا" حضرت زینب (س) برگرفته از "احدی الحسنیین" قرآن است
خبرگزاری شبستان: به نظر می رسد آنچه حضرت زینب (س) بر زبان جاری می سازد همان "حُسنیین" است که در آیه قرآن آمده است.

خبرگزاری شبستان سرویس قرآن و معارف: توجه کنید که قرآن می فرماید: "قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ  وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ / بگو که آیا شما منافقان جز یکی از دو نیکویی (بهشت و یا فتح) چیزی می‌توانید بر ما انتظار برید؟ ولی ما درباره شما منتظریم که از جانب خدا به عذابی سخت گرفتار شوید یا به دست ما هلاک شوید بنابراین شما در انتظار باشید که ما هم مترصد و منتظر هستیم". به نظر می رسد آنچه حضرت زینب (س) بر زبان جاری می سازد همان "حُسنیین" است که در این آیه از قرآن آمده است. این حُسن همان "ما رایت الا جمیلا" است یعنی رزمندگان صدر اسلام اگر در جنگ ها پیروز می شدند یعنی در عالم ظاهر پیروز می شدند یا این که به شهادت می رسیدند یعنی ظاهرا شکست می خوردند در واقع در هر دو حال پیروز می شدند چون یا پیروزی بود یا بهشت و به نظر می رسد در این جا هم تکیه گاه حضرت به این آیه زیباست و به تعبیر آن شعر زیبا "دیده پاک این چنین بیند / نازنین جمله نازنین بیند."

آنچه در ادامه می آید بخش اول گفتگوی خبرگزاری شبستان با حجت الاسلام محمدامین صادقی ارزگانی، پژوهشگر دینی درباره ابعاد و وجوه عرفانی و معرفتی قیام حضرت اباعبدالله (ع) است.

 

پرسش بنده از جنابعالی درباره ابعاد و وجوه عرفانی موجود در بطن رویداد عظیم کربلا و عاشوراست. از آنجایی که جنابعالی در این باره کار کرده اید بفرمایید که اگر ما از نظرگاه عرفان و عشق به رخداد کربلا و حماسه حسینی نگاه کنیم چه مولفه هایی برجسته خواهد شد؟

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح اللتی حلت بفنائک. همان طور که جنابعالی هم اشاره کردید عاشورا به واقع نهضت درس آموزی است. به تعبیر رساتر عرض کنم در واقع یک بعثت ولایی و یک نهضت عاشقانه است که با رویکردهای مختلفی می توان به آن پرداخت و تحلیل و ارزیابی اش کرد.

یکی از این رویکردها سویه عرفانی این قیام و نهضت و به تعبیری آن بعثت ولایی است. درباره نگاه و رویکرد عرفانی به این قیام نیز می شود از دریچه ها و زاویه های مختلف به موضوع نزدیک شد. بنده در این باره دو کار انجام داده ام و دو اثر در این باره از بنده است یکی به صورت نثر که پژوهشی با رویکرد عرفانی و با عنوان "جلوه های عرفانی نهضت حسینی" منتشر شده این کتاب سه بار ویراستاری شده به خاطر این که ما با موضوعی نو مواجه بودیم که پیش تر کسی در این باره کار نکرده بود. البته گاه در اشارات و مباحث بزرگان مطالبی در این باره وجود داشته اما این که به صورت یک اثر مکتوب مستقل در این باره پژوهش شده باشد این اتفاق نیفتاده بود و به خاطر همین نو بودن موضوع ما هر بار بحثی را به کتاب افزودیم و پاره ای غربال گری ها صورت گرفت و در نهایت پس از سه بار تجدیدنظر، کتاب به چاپ پنجم رسید.

پس این کتاب با استقبال علاقمندان مواجه شده است.

به لطف خداوند بله مورد استقبال مبلغان و دوستان قرار گرفت. البته بنده اثر دیگری هم در این حوزه دارم به شعر که باز با رویکردی عرفانی به نهضت عاشورا سروده شده است با عنوان "مثنوی عشق، قرائت عارفانه از زیارت عاشورا" در این کتاب هم جنبه ها و جلوه های عرفانی زیارت عاشورا با زبانی عارفانه مورد توجه قرار گرفته است.

پرسش بنده از شما این است که چرا به سمت معرفی جلوه های عرفانی نهضت امام حسین (ع) رفتید؟ آن انگیزه و محرک درونی در شما چه بود؟

خب انگیزه و علل مختلفی برای شکل گیری این طرح در ذهن بنده دخالت داشته اند، از سال ها پیش من این جمله نورانی حضرت زینب (س) را که فرمود" ما رایت الا جمیلا" در ذهنم مرور می کردم. این زیباترین و عارفانه ترین جمله درباره نهضت امام حسین (ع) است که از سوی حضرت زینب (س)  بیان شده است. می دانید که بخش دوم نهضت از سوی ایشان رهبری شد و با رهبری و درایت این بانوی بزرگ نهضت جاودانه شد. این عبارت کلیدی و مهمی بود و بنده به عنوان طلبه که افتخار روضه خوانی و تبلیغ برای امام حسین (ع) دارم گاه در سخنرانی ها و منبرهایی که می رفتم به ذهنم خطور می کرد و این جمله عارفانه و بسیار زیبا را بیان می کردم و مترصد فرصتی بودم که عمیق تر به این عبارت و عبارت هایی از این دست اشاره کنم . البته این را هم خاطرنشان کنم که برخی از تعبیرات و جملات بزرگانی چون حضرت امام (ره)،  شهید مطهری و علامه محمدتقی جعفری و استاد جوادی آملی در این باره بسیار گرهگشا بود. این بزرگان در آثار مکتوب خود به موضوع کربلا و نهضت امام حسین پرداخته اند.

در این اثر در چند بخش این جلوه های عرفانی مورد توجه قرار گرفته شده است؟

بخش اول کتاب، "جلوه های بصیرت و معرفت در نهضت حسینی" است. این فصل، مقدمه طرح بحث ها و فصول بشر است. مسأله بصیرت در نهضت حسینی چقدر نقش دارد. آیا این قیام از روی علم و معرفت بوده یا نه ناخواسته منجر به این قیام شده است.  با توجه به منابع روایی با رویکرد عرفانی ثابت شده که این قیام از روی معرفت است و حضرت سالار شهیدان به نتیجه کار واقف بودند و بسیاری از همراهان حضرت در پرتو معرفت امام حسین (ع) در مسیر و راه از نتیجه کار آگاه شدند و آگاهانه این کار را انجام دادند حتی روایت هایی که وجود دارد نشان می دهد که حضرت سیدالشهدا (ع) در طی مسیر  به سمت کربلا و در پاسخ به سوالی که حضرت زینب (س) مطرح می کنند ایشان را نسبت به آنچه روی خواهد داد آشنا می کنند.

در بخش دوم کتاب با عنوان "جلوه های عشق و محبت در نهضت حسینی" مباحثی در این باره طرح می شود.  می خواهم عرض کنم همچنان که شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی از منظر امر به معروف و نهی از منکر به نهضت امام حسین (ع) نگاه می کند در کتاب جلوه های عرفانی نهضت حسینی از دریچه و محور عشق به این رویداد عظیم نگاه شده است. کتاب بر روی عنصر عشق تکیه دارد مثلا آن عشق و محبتی که در مسیر و راه بین حضرت و صحابه وجود داشته است. آن جلوه های عشق به ویژه در روز عاشورا که فی المثل اصحاب چطور عاشقانه عمل می کردند. چطور حضرت به ایشان می گوید این ها با شما کاری ندارند و شما می توانید از تاریکی شب استفاده کنید و بروید و آن ها در ادامه می گویند ما تو را رها نخواهیم کرد.  اوج عشق در شب عاشوراست. گاه شما می بینید که عشق صورت مناجات را به خود گرفته گاه صورت نماز و گاه به شکل قرائت قرآن جلوه گری می کند. روز عاشورا اوجِ اوج این عشق بازی الهی است و شما در حضرت و یاران و اهل بیت و فرزندان امام حسین (ع) این زیبایی ها را می بینید و البته همه این مدارها حول سپهسالار می چرخد، سپهسالاری که به واقع سپهسالار عشق است.

آیا برای بازسازی این رویدادها از عنصر خیال و گمان هم استفاده کرده اید؟

در این بررسی سعی شده است که همه چیز مستند و مبتنی بر مستندات روایی و عرفانی باشد.

و در بخش سوم چه مباحثی مطرح می شود؟

در بخش سوم کتاب فرمایش حضرت زینب کبری (س) با عنوان "جلوه ای از زیبایی های نهضت حسینی" مورد بحث قرار می گیرد و به طور مشخص به عبارت "ما رایت الا جمیلا" پرداخته می شود که منظور از این عبارت چیست؟ گاهی ممکن است این بحث و شبهه پیش بیاید که وسط آن همه مصیبت و کشتار و بیداد و ظلم در میانه آن غوغا که عزیزترین کسان یک انسان قربانی شده اند و بعد هم آن همه سختی و دشواری اسارت را تاب بیاوری در چه چیز این رخدادها زیبایی وجود دارد. این جا آیا زیبایی ای هست؟ اگر نیست و زیبایی دیده نمی شود پس چرا حضرت زینب (س) می گوید من جز زیبایی چیز دیگری ندیدم.

توجه کنید که قرآن می فرماید: "قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ  وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ / بگو که آیا شما منافقان جز یکی از دو نیکویی (بهشت و یا فتح) چیزی می‌توانید بر ما انتظار برید؟ ولی ما درباره شما منتظریم که از جانب خدا به عذابی سخت گرفتار شوید یا به دست ما هلاک شوید بنابراین شما در انتظار باشید که ما هم مترصد و منتظر هستیم". به نظر می رسد آنچه حضرت زینب (س) بر زبان جاری می سازد همان "حُسنیین" است که در این آیه از قرآن آمده است. این حُسن همان "ما رایت الا جمیلا" است یعنی رزمندگان صدر اسلام اگر در جنگ ها پیروز می شدند یعنی در عالم ظاهر پیروز می شدند یا این که به شهادت می رسیدند یعنی ظاهرا شکست می خوردند در واقع در هر دو حال پیروز می شدند چون یا پیروزی بود یا بهشت و به نظر می رسد در این جا هم تکیه گاه حضرت به این آیه زیباست و به تعبیر آن شعر زیبا "دیده پاک این چنین بیند / نازنین جمله نازنین بیند."

نکته ای که می خواهم این جا به صراحت عرض کنم این است که حضرت زینب (س) مصداق انسان کامل است. از یاد نبریم که ایشان در چه خانواده ای رشد کرده است. جدشان رسول الله (ص) و پدرشان حضرت امیرالمومنین (ع) و مادرشان فاطمه زهرا (س) و برادران شان سیدی شباب اهل الجنه هستند.  همه انسان های کامل و اگر من تعبیر انسان کامل را درباره ایشان به کار می برم صرفا یک تعبیر و تعارف ذوقی نیست. بنده کتابی نوشته ام با عنوان "انسان کامل از دیدگاه امام خمینی" و در آنجا از نگاه امام خمینی مختصات انسان کامل را بیان کرده ام. بنابراین با علم و اعتقاد می گویم یکی از زنانی که در طول تاریخ به مقام انسان کامل می رسد حضرت زینب (س) است بنابراین باید متوجه باشیم که یک انسان کامل وقتی واقعه کربلا را می بیند با آن سیر درونی خود آن واقعه را بازتاب می دهد و از ‌آن پرده هایی که در چشمان ما افتاده است فراتر رفته است.           

چاپ خبر