فاطميه اول يا فاطميه دوم؛ کدام معتبر است؟
درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) روایات مختلفی وجود دارد و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بیان شده است؛ اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است..

خبرگزاری شبستان - گروه قرآن و معارف: روز دقیق شهادت حضرت زهرا(س) بر اثر نقل‌های مختلف تاریخی و نیز روایات متفاوت از ائمه، دقیقا مشخص نیست. برخی‌ آن را چهل روز بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص)، برخی‌ ۷۲ روز، گروهی ۷۵ روز، عده‌ای‌ ۹۵ روز، گروهی سه ماه، و پاره‌ای دیگر شش ماه بعد از رحلت حضرت رسول(ص) دانسته‌اند.

درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) روایات مختلفی وجود دارد و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بیان شده است؛ اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا  نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان؛ بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) اتفاق افتاده است و این ایام را فاطمیّه اوّل می‌‌خوانند؛ اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(سلام‌الله‌علیها) در سوم تا پنجم جمادی الثانی اتفاق افتاده و این ایام را فاطمیّه دوم می‌‌خوانند.

بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز است، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی؛ فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.

شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان ایام شهادت آن حضرت(سلام‌الله‌علیها) معرفی شده به این دلیل باشد که این احتمال وجود دارد ماههای قمری از رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا شهادت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) 29 روزه بوده باشند، حال آنکه در صورت کامل بودن ماه‌های قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود؛ چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در آن واقع شده است، دهه فاطمیّه دوم گفته می‌شود.

 

سابقه عزاداری برای حضرت زهرا(س)

 

در زمان حیات ائمه اطهار(ع)، غالبا شیعیان اجازه عزاداری نداشتند ولی نقل‌هایی از عزاداری اهل بیت(ع) برای حضرت زهرا(س) رسیده است. حضرت علی(ع) در زمان دفن حضرت فاطمه(س) به عزاداری پرداخت و خطاب به رسول الله(ص) از مظلومیت حضرت فاطمه(س) سخن گفت. همچنین از امام صادق(ع) نقل شده است که برای حضرت زهرا(س) عزاداری می‌کردند و در روضه خود از ماجرای سقط حضرت محسن(ع) و کتک خوردن حضرت زهرا(س)، یاد کرده‌اند. قاضی عبدالجبار معتزلی (متوفی سال ۴۱۵ق) در کتاب دلائل النبوة گزارش کرده است: عده‌ای از شیعیان در مناطقی از جمله مصر، دمشق، بغداد، الرمله، عسقلان و جبل السماق برای حضرت زهرا(س) و فرزندش حضرت محسن(ع) عزاداری می‌کردند. ابن اثیر معتقد است هر زمانی که شیعه صاحب قدرت بوده، به عزاداری برای اهل بیت(ع)‌ پرداخته است. دولت‌های آل بویه،‌حمدانیان و فاطمیون در مصر از جمله دوره‌هایی است که او مثال می‌زند.

 

فاطمیه اول دقیقا از چه زمانی آغاز می شود

بر اساس برخی نقل‌های تاریخی شهادت حضرت فاطمه(س) در روز ۱۳ جمادی‌الاول و بعد از گذشت ۷۵ روز از رحلت پیامبر اسلام(ص) واقع شده است. شیعیان به این روز و چند روز قبل و بعد از آن، فاطمیه اول می‌گویند. در برخی مناطق شیعه‌نشین، مراسم عزاداری حضرت فاطمه از فاطمیه اول شروع شده و تا فاطمیه دوم ادامه می‌یابد. در بین شیعیان مرسوم است که در این روز و برخی روزهای قبل و بعد از آن، مراسم روضه‌خوانی و ذکر مصیبت در مساجد، حسینیه‌ها، تکایا و نیز در خانه‌ها برگزار می‌کنند.

 

فاطمیه دوم مشخصا چه زمانی است

 

بر اساس حدیثی که ابو بصیر از امام صادق(ع) نقل کرده است، شهادت حضرت فاطمه(س) در روز سه‌شنبه ۳ جمادی‌الثانی بوده است. عزاداری ایام فاطمیه معمولا در فاطمیه دوم شور بیشتری پیدا می‌کند. در قم بعد از تأسیس حوزه علمیه قم و زعامت شیخ عبدالکریم حائری، عزاداری در این روزها احیاء شد.

 

نحوه شهادت حضرت زهرای مرضیه(س)

 

بعد از شهادت و دفن پیامبر(ص) سه بار به منزل امیر المومنین و فاطمه زهرا(س) هجوم آوردند و در هر بار به طریقی جسارت به اهل بیت کردند. در یکی از این دفعات که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صدیقه پشت در بودند.

 

با اینکه می دانستند آن حضرت پشت در است، با لگد و فشار در را باز کردند، و میخ در سینه آن مخدره را آزرد و محسن سقط شد و پهلوی آن حضرت شکست.  آن حضرت بیهوش روی زمین قرار گرفت و حضرت مولی الموحدین(ع) را با سر و پا برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.

وقتی حضرت زهرا(س) به هوش آمدند به دنبال امیر المومنین رفتند و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند داخل کوچه جلو چشم همسرش اسد الله الغالب المیر المومنین علی بن ابی طالب با تازیانه و غلاب شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده زدند که طبق روایات از بازوی آن حضرت خون جاری شد و باز بیهوش روی زمین قرار گرفتند.

 

بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزون کنار قبور شهدای احد می رفت و می گریست و مرگ خود را از خداوند طلب می کرد، تا اینکه آهسته آهسته درد و جراحتهای بدن بیشتر شد و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختی می نشست و گره و ناله می کرد، منافقین آن درخت را هم بریدند . بعد از آن امیر المومنین در آنجا سایبانی ساختند که مشهور به بیت الاحزان شد.

روز به روز بر شدت بیماری حضرت زهرا(س) افزوده می شد. سینه شکسته و مجروح بازوی ورم کرده، صورت نیلی، محسن سقط شده، غم پیامبر(ص) مظلومیت امیر المومنین(ع) کار را به جایی رساند که آن حضرت در بستر بیماری افتاد و در وصیت های خویش به امیر المومنین فرمود:«شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما. قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشیع و نماز من حاضر نشوند. عایشه و غیرعایشه نیز بر جنازه من حاضر نشوند»

مدینه در شهادت حضرت زهرا(س)

روز شهادت آن حضرت مدینه مثل روز شهادت خاتم الانبیا(ص) شده بود، کوچگ و بزرگ از زن و مرد نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل، امیر المومنین و حسنین و زینبین و فضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گلهای سر سبد اصحاب امیر المومنین(ع) سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن کردند.

در بقیع چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقداری آب ریختند. فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند ولی امیر المومنین اجازه نفرمودند. احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبی(ع) حجره خود آن حضرت که هم اکنون جزء صحن مسجد است بین محراب و منبر و در بقیع وارد شده است.

مدت عمر حضرت زهرا(س) 18 سال و 60 روز یا 90 روز است و در سال یازدهم هجری به شهادت رسیدند.

 


راویان شیعی در مورد روز شهادت چه می گویند؟

در مورد تعداد روزهايي که حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قيد حيات بوده اند در ميان کتاب هاي تاريخي اختلاف وجود دارد. بعضي از مورخين مثل يعقوبي اين زمان را چهل روز و کساني مثل عايشه، دختر ابي بکر، اين مدت را شش ماه و گروهي ديگر هشت ماه ذکر کرده اند.

علامه مجلسي

اما در ميان اين اقوال، آن قولي که براي ما قابل اعتنا است روايات رسيده از ناحيه ائمه هدي عليهم‌‌‌ السلام مي باشد، به نقل مرحوم علامه مجلسي، مرحوم ابوالفرج اصفهاني در کتاب مقاتل الطالبين اينگونه اظهار نظر کرده: مدت زمان حيات فاطمه زهرا سلام الله عليها بعد از وفات پيامبر صلي الله عليه وآله مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوري که کمترين زمان ذکر شده در اين رابطه ۴۰ روز و بيشترين زمان هشت ماه مي باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روايات رسيده از امام باقر عليه السلام است که حضرت مي فرمايد: بدرستي که زمان رحلت صديقه کبري سلام الله عليها سه ماه بعد از رحلت پيامبر مکرم اسلام صلي الله عليه و آله بود.

طبري شيعي

همچنين مرحوم طبري شيعي در کتاب دلايل الامامه به سلسله اسناد خود رواياتي از حضرت امام صادق عليه السلام نقل مي کند که حضرت مي فرمايد: حضرت صديقه طاهره عليها السلام در ماه جمادي الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال ۱۱ هجري از دنيا رفتند.

اين دو روايت مبناي مورد اتخاذ غالب علماي شيعه من جمله سيد طاووس در کتاب شريف اقبال مي باشد.

کليني

اما دسته دوم ديگري از روايات صحيحه هم اين مدت را ۷۵ روز ذکر کرده اند از جمله اين روايات، روايت مرحوم کليني از امام صادق عليه السلام است که حضرت مي فرمايد: «بدرستي که توقف فاطمه عليه السلام در اين دنيا پس از پدر گراميش ۷۵ روز بود.» اين دسته از روايات هم مبناي نظر برخي از علماي شيعه از جمله مرحوم کليني گرديده.

البته ممکن است دليل اختلاف در اين دو دسته از روايات صحيحه رايج نبودن نقطه گذاري بر کلمات در زمان صدور روايات باشد. توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» مويد اين معنا است.
 

 

راويان سني در مورد تاریخ شهادت چه مي گويند؟

در اين میان بخشي را هم به آثار و تاليفات بزرگاني اهل سنت مانند ابن قتيبه، ابن شهر آشوب سروي، أبي الفتح محمد بن عبدالکريم بن أبي بکر احمد شهرستاني، ذهبي مورخ مشهور، عمر رضا کحاله از علماي معاصر اهل سنت و احمدبن يحيي معروف به «بلاذري» و ابن ابي الحديد معتزلي اختصاص داديم تا بدانيم واقعيت شيعه از زبان سني ها چگونه بيان شده است.

ابن قتيبه دينوري، قرن سوم هجري 

ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتيبه دينوري (معروف به ابن قُتَيبَة) در گذشته به سال ۲۷۶ هجري، در کتاب خود بنام «الامامة والسياسة» تحت عنوان"کيفَ کانَت بيعة علي أبي طالب کرَّمَ الله وجهه" (علي کرم الله وجهه چگونه بيعت کرد) با ذکر سند از عبدالله بن عبدالرحمن انصاري روايت کرده که گفت: همانا روزي ابوبکر از عده اي که از بيعت با او سرپيچي کرده و نزد علي عليه السلام جمع شده بودند، سراغ گرفت. 

پس عمر را به دنبال آنها -که در خانه ي علي جمع شده بودند- فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداري نمودند، در اين هنگام عمر دستور داد که "هيزم حاضر کنيد" و خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست بايد خارج شويد و الا خانه را با اهلش به آتش مي کشم ! شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض، آيا مي داني در اين خانه فاطمه است؟! گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد! باز در همان کتاب جلد ۱ صفحه ۱۳ با ذکر سند آمده است:.. پس از چندي که گذشت عمر به ابوبکر گفت بيا تا نزد فاطمه عليها السلام برويم، چرا که ما او را به غضب درآورده ايم.

پس به اتفاق يکديگر نزد فاطمه عليها السلام رفته و از او اجازه ورود گرفتند، لکن فاطمه عليها السلام به آنها اجازه ي ورود نداد، ناچار نزد علي عليه السلام آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه عليها السلام وارد کرد. 

پس همين که آن دو نزد فاطمه عليها السلام نشستند، فاطمه عليها السلام صورت خود را به ديوار برگرداند. در اين هنگام آن دو به فاطمه عليها السلام سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکرشروع به سخن کرده و گفت: اي حبيبه ي رسول خدا آيا ما در مورد ارث پيامبر و همچنين در مورد شوهرت تو را به غضب در آورديم؟ فاطمه عليها السلام گفت: چه مي شود تورا، که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد صلي الله عليه وآله ارث نبريم! سپس فرمود: آيا اگر حديثي از پيامبر را به ياد شما بياورم قبول مي کنيد، و به آن اعتقاد پيدا مي کنيد؟ عمر و ابوبکر گفتند:آري. پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آيا از پيامبر نشنيديد که مي گفت: «رضايت فاطمه، رضايت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضي کند مرا راضي کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است». عمر و ابوبکر گفتند: آري از پيامبر ‌صل‌الله‌عليه‌و‌آله‌ شنيديم. 

فاطمه عليها السلام گفت: پس همانا من، خداوند و ملائکه را شاهد مي گيرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب درآورديد و مرا راضي نکرديد، و هرگاه پيامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکايت خواهم کرد. 

در اين هنگام، ابوبکر شروع به گريه کرد در حالي که فاطمه‌‌سلام‌الله‌عليها‌ مي گفت: بخدا قسم تو را در هر نمازي که بخوانم نفرين خواهم کرد.

ابن شهر آشوب سروي، قرن ششم 

ابن شهر آشوب سروي (درگذشته به سال ۵۸۸هجري) در کتاب المناقب خوداز کتاب المعارف ابن قتيبه دينوري در بيان ذکر اولاد فاطمه سلام الله عليها چنين نقل مي کند؛ فرزندان فاطمه عبارتند از: حسن ،حسين، زينب ام کلثوم و محسن که همانا از ضربه قنفذ کشته شد. لازم به تذکر است که در چاپ هاي امروزي کتاب المعارف ابن قتيبه چنين آمده است: پس علي داراي چند فرزند شد به نام هاي حسن، حسين، ام کلثوم و زينب کبري؛ که مادرشان فاطمه دختر رسول خدا بود، لکن محسن ابن علي در سن کودکي درگذشت!

شهرستاني؛ قرن ششم

أبي الفتح محمد بن عبدالکريم بن أبي بکر احمد شهرستاني (در گذشته سال۵۴۸ هجري) در کتاب خود بنام «الملل و النحل» مي گويد: «همانا چنان ضربه اي به شکم فاطمه عليها السلام در روز بيعت زد که فاطمه عليها السلام جنين خود را از شکم انداخت».

مورخ مشهور، ذهبي؛ قرن هشتم

ذهبي مورخ مشهور (در گذشته ي سال ۷۴۸هجري) در کتاب خود بنام «لسان الميزان» با ذکر سند مي گويد: «محمدبن احمد حماد کوفي» (از حافظين حديث اهل سنت) گفته است:«بدون شک چنان لگدي به فاطمه عليهاالسلام زد که محسن از او سقط شد».

عمر رضا کحاله؛ از علماي معاصر اهل سنت

عمر رضا کحاله از علماي معاصر اهل سنت، در کتاب خود بنام «اعلام النساء» با ذکر سند مي‌گويد: تا آنکه ابو بکر از عده‌اي که از بيعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علي بن ابي طالب عليه السلام جمع شده بودند- مانند عباس و زبير و سعد بن عبادة- سراغ گرفت، و در خانه‌ فاطمه عليهاالسلام از بيعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر، عمر بن الخطاب را بسوي آنان فرستاد. عمر روانه منزل فاطمه عليهاالسلام شده و فرياد کشيد و آنان را به خارج از خانه جهت بيعت فراخواند. آنان از بيرون آمدن خودداري کردند، در اين هنگام عمر هيزم طلبيده و گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست يا از خانه خارج مي شويد و يا آنکه خانه را با اهلش به آتش مي کشم. شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض (کنيه عمر)، در اين خانه فاطمه عليها السلام است! عمر گفت: اگر چه فاطمه در اين خانه باشد، آن را به آتش مي کشم!

يعقوبي

يعقوبي در تاريخ خود نقل مي کند: زماني که ابوبکر مريض شد، يعني در همان مرضي که مرد، عبدالرحمن بن عوف به عيادت او رفته و از او پرسيد: اي خليفه پيامبرحالت چگونه است؟ ابوبکر گفت: همانا من بر هيچ چيز تأسف نمي خورم مگر بر سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم...اما آن سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم: اي کاش قلاده خلافت را به گردن نينداخته بودم...اي کاش خانه فاطمه را تفتيش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم، اگر چه با من اعلان جنگ مي کردند.

بلاذري؛ قرن سوم

احمدبن يحيي معروف به «بلاذري» در گذشته سال ۲۷۹ هجري در کتاب خود بنام «انساب الاشراف» مي گويد: ابوبکر براي بيعت گرفتن از علي عليه السلام ، به دنبال وي فرستاد، پس علي عليه السلام بيعت نکرد. در اين هنگام عمر با شعله‌اي‌ آتش روانه خانه علي عليه السلام شد. فاطمه عليها السلام در پشت درب با او مواجه شده و گفت: اي پسر خطاب آيا تو را در حال آتش زدن خانه ام مي بينم؟ عمر گفت : آري! و آن چنان به اين عمل مُصر و محکم هستم، چنانکه پدرت بر ديني که آورده بود محکم بود. 

بلاذري در همان کتاب، صفحه ۵۸۷، حديث شماره ي ۱۱۸۸ از ابن عباس روايت مي کند: زماني که علي از بيعت خودداري نمود و در خانه کناره گيري کرده بود، ابوبکر عمر را به سوي علي فرستاد و به وي دستور داد علي را با بدترين صورت نزد من حاضر کن! پس چون عمر نزد علي آمد، بين آن دو سخناني رد و بدل شد. علي گفت: اي عمر بدوش که نيمي از آن مال توست، به خدا قسم آنچه امروز تو را چنين بر امارت و حکومت ابوبکر حريص کرده چيزي نيست جز آنکه فردا حکومت را به تو بسپارد!

ابن ابي الحديد

ابن ابي الحديد معتزلي در شرح خود مي گويد: اگر گفته شود که خانه فاطمه مورد هجوم واقع شد، و صيانتش شکسته شد بخاطر حفظ نظام اسلام و بخاطر جلوگيري از تفرقه مسلمانان، چرا که مسلمانان آن زمان از دين برمي گشتند و دست از اطاعت بر مي داشتند، در جواب گفته مي شود که: همين کلام و جواب را بدهيد آنجا که در جنگ جمل هودج عايشه مورد هتک واقع شد (چرا که عايشه بر عليه خليفه رسمي مسلمانان قيام کرده) و هودج او مورد حمله قرار گرفت تا آنکه ريسمان اطاعت پاره نشود و اجتماع مسلمين از هم نپاشد و خون مسلمانان به هدر نرود. پس وقتي که جائز باشد حمله به خانه فاطمه بخاطر امري که هنوز واقع نشده بود، بدون شک جائز است حمله به هودج عايشه به خاطر امري که واقع شده بود.
 

نظر برخی مراجع در مورد ایام فاطمیه و نحوه عزاداری برای حضرت زهرا(س)


آيت الله صافي گلپايگاني

در استفتائي در مورد ايام عزاداري شهادت حضرت زهرا ‌‌سلام‌الله‌عليها‌ از آيت الله العظمي لطف الله صافي گلپايگاني سئوال شده است؛ با توجه به معلوم‌ نبودن دقيق تاريخ شهادت حضرت فاطمه زهرا دختر گرامي پيامبر اسلام ‌صل‌الله‌عليه‌و‌آله‌، بهترين ايام جهت عزاداري براي آن حضرت چه روزهايي است و بهترين نوع عزاداري در اين شهادت عظمي چيست؟

آيت الله صافي در پاسخ به اين استفتاء اظهار داشته است که نسبت به روز شهادت حضرت صديقه کبري فاطمه زهرا ‌‌سلام‌الله‌عليها‌ قول‌هاي مختلفي ذکر شده، لکن آنچه بيشتر مورد توجه علماء واقع شده است فاطميه اول و فاطميه دوّم در ماه جمادي الاول و جمادي الثاني است. شايسته است که شيعيان از روز سيزدهم جمادي الاول تا سوم جمادي الثاني سوگوار و با انجام مراسم عزاداري آن حضرت، ارادت و مودت خود را به اهل بيت اظهار و از انجام مراسمي‌ که موجب وهن مراسم شهادت آن حضرت است اجتناب کنند.

اين مرجع تقليد بهترين عزاداري حضرت زهرا‌‌سلام‌الله‌عليها‌ را بيان فضائل، مناقب و مصائب آن حضرت و ذکر اخلاق و سيره عملي و دفاع ايشان از امام مظلوم حضرت اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام مي داند که در همه اعصار بايد براي مردم تبيين شود و مي فرمايد؛ ان‌شاء الله تعالي مؤمنان با تمسک به قرآن و عترت به بهترين صورت ممکن به ساحت مقدس آن بزرگوار عرض ادب و اخلاص کنند، به ويژه بانوان متدينه با حفظ حجاب و عفت و پاکدامني، ايشان را الگوي خود قرار دهند.
 

آیت‌الله جوادی‌آملی

آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی در دیداری با برگزیدگان جشنواره قرآنی حوزه‌های علمیه خواهران و برخی اقشار دیگر ضمن تسلیت فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت صدیقه طاهره (س) تصریح کرد: عزاداری‌ها و سوگواری‌های حضرت صدیقه کبری (س) به گونه‌ای باشد که موجب تفرقه میان مسلمانان نشود و بهانه‌ای به دست سلفی‌ها و تکفیری‌ها ندهیم.

وی در قسمت دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت قرآن‌ یادآور شد: هر روایتی را باید به قرآن عرضه کنیم تا سره را از ناسره جدا کنیم و این کار را فقها در حوزه انجام می‌دهند.

آیت‌الله جوادی‌آملی اظهار داشت: خداوند ما را با سرمایه آفریده است و دستوراتی را در بخش علم و عمل به ما داده است. بخشی از اعضا مانند دست و پا مسئول کاری هستند، اما در درون ما دو مسئول وجود دارد که یکی مسئول اندیشه و یکی مسئول انگیزه است تا اندیشه ما پاک و حق باشد و انگیزه ما تهذیب شود.
 

نظر رهبری درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س)

خبرآنلاین نوشت: در فاطمیه سال گذشته حجت الاسلام ادیب یزدی در یکی از سخنرانی های خود در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا اظهاراتی کرد.

این واعظ تهرانی درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخته و گفته بود:" یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند."

وی افزوده بود: دقیقا همین نکته ای که حضرت آقا فرمودندمدنظر است.ایام فاطمیه نسبتا طولانی است به جهت این که فضائل حضرت زهرا(س) هم بی حد و حصر و بی اندازه است. فاطمه زهرا(س) ریشه، اصل و اساس ولایت و عصمت و حقیقت امامت است. هر قدر فضائل ایشان گفته شود اولا تمام شدنی نیست و ثانیا برکات بسیاری بر بیان فضائل فاطمی آمده است به عنوان نمونه بیان فضائل فاطمه(س) نفاق را از انسان می زداید، ایمان انسان را زیاد می کند، موجب بصیرت عمیق انسان نسبت به حوادث و وقایع تاریخی می شود، انسان را با حقایق و بطن این عالم آشنا می کند، انسان را پیش خدا و حضرات معصومین(ع) خصوصا حضرت بقیة الله(عج) محبوب می نماید و زمینه کسب تقوا و فضیلت را در انسان مضاعف می کند و بسیاری از فضایل دیگر. لذا جامعه شیعی ما به ذکر فضائل فاطمی بسیار نیازمند است و بحمد الله فرصت خوبی هم در ایام فاطمیه فراهم شده که توسط هیئتی ها، متدینین، نمازگزاران و مسجدی ها در مراسم هایی مختلف این فضائل گفته شود.

ادیب یزدی گفته بود: ایام فاطمیه هم نزد شیعیان و ارادتمندان خاندان حضرت محمد(ص) ایام معین و کاملا علنی است. اما برای شهادت حضرت صدیقه فاطمه(س) 4 نقل وجود دارد اول اینکه برخی معتقدند خانم(س) 40 روز بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص) به شهادت رسیده اند بعضی ها گفته اند 60 روز، بعضی ها 75 و بعضی ها دیگر 95 روز. اما برای این که روز عظیم شهادت بی بی از دستمان نرود فصلی را به عنوان ایام فاطمیه قرار داده ایم که در مشخص ترین ایام 10 روز قبل از شهادت 75 تا 10 روز بعد از شهادت 95 در نظر گرفته شده است.یعنی در طول سال حداقل 40 روز برای بیان فضائل فاطمی قرار گرفته شده است.

 

 

 

چاپ خبر