خبرگزاری شبستان

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶

الاثنين ٢٢ ربيع الأوّل ١٤٣٩

Monday, December 11, 2017

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : اردبیل - زمان :   ۱۳۹۴/۱۲/۱۱ - ۰۹:۵۵ شناسه خبر : ۵۲۷۸۳۴

وجود تشتت در برنامه ریزی فرهنگی/ هجمه های مغرضانه به چهره های فرهنگی در اردبیل زیاد است
خبرگزاری شبستان: مدرس دانشگاه و طراح کلاس های ادبیات خلاق معتقد است که بداخلاقی های اجتماعی و در کنار آن هجمه مغرضانه به چهره های فرهنگی در اردبیل زیاد است که گاهی هنرمند را وادار به عقب نشینی از اصول و در برخی مواقع نیز کنار گذاشتن هنر خود می شود.

خبرگزاری شبستان - اردبیل:

 

روی ناخوش فرهنگ و هنر در اردبیل به اصحاب این حوزه صدای بسیاری از صاحبان ذوق و قلم رادرآورده است و همه این مسائل به یک سوال ختم می شود که چرا اردبیل که نام مهد فرهنگ، تمدن و دارالارشاد را با خود یدک می کشد در توجه به هنرمندان و فرهنگ دوستان خود این چنین نامهربان و سنگدل است.

 

این سوالی است که ذهن همه فرهنگ دوستان را به خود درگیر کرده و با توجه به اینکه این قشر توقع و انتظار زیادی نیز از مسئولان ندارند ولی باز با درهای بسته بی توجهی به هنر و استعداد فرهنگی خود رو به رو می شوند.

 

به یاد جمله عمران صلاحی، طنزپرداز کشورمان که خود نیز اصالت اردبیلی دارد افتادم که در بیان تاثیر اهمیت دادن به هنرمندان گفته است «منزوی می گفت شهریار را تبریزی ها شهریار کردند و مرا زنجانی ها منزوی».

 

برای بررسی و شنیدن درد و دل های یک هنرمند و یکی از اهالی فرهنگ استان که افتخارهای بی نظیری در حوزه فرهنگ و هنر داشته با وحید ضیایی شاعر ، مترجم و طراح کلاس های ادبیات خلاق گفتگویی انجام دادیم که در ذیل آن را می آوریم:

 

استاد ضیایی با عرض سلام و خسته نباشید؛ در مورد بی توجهی های صورت گرفته به فرهنگ و هنر چه نظری دارید؟

با سلام؛ هنرمندان توقع و انتظار زیادی از مسئولین ندارند بلکه خواسته این قشر فقط تامین نیازهای حداقلی هنرمندان اردبیل همانند هنرمندان سایر شهرها است چراکه معتقد هستیم بی توجهی های بسیاری از سوی نهاد های مربوطه به قشر هنرمندان و اهالی فرهنگ صورت گرفته است.

 

میزان این بی توجهی ها در استان اردبیل بسیار قابل توجه است به طوری که بسیاری از شاعران و نویسندگان شهر ما اگر در شهر های دیگری فعالیت می کردند اکنون وضعیت و جایگاه بهتری داشتند؛ اگر متولیان و مسئولان از هنرمندان حمایت همه جانبه داشته و به هنر آنها ارزش می دادند این فرهنگ برای دیگر افراد نیز نهادینه می شد و هنرمندان دچار مشکلاتی چون سرخوردگی و مهاجرت اجباری نمی شدند.

 

سرخوردگی در هنرمندان استان اردبیل مشهود است

در کنار این بی توجهی ها و بداخلاقی های اجتماعی، در سال های اخیر نیز میزان هجمه به چهره های فرهنگی به انحاء مختلف به شدت افزایش یافته است شاید شنیده باشید که هنرمندان شهر ما همدیگر را قبول ندارند؛ علت اصلی این امر هم بی توجهی و بی اهمیتی مسئولان نسبت به همه این هنرمندان بوده و این رفتار از سطوح بالاتر به همه افراد تسری یافته است.

 

این سرخوردگی به عینه در بسیاری از هنرمندانی که از اردبیل به سایر شهرها مهاجرت کرده اند وجود دارد و من در شب شعری که به مناسبت روز اردبیل برگزار شده بود تمام این نکات را گوشزد کردم و گفتم این روزها به طرق مختلف و در جاهای مختلف از مشاهیر و بزرگان گذشته شهر یاد می شود اما هنرمندان و تحصیل کردگان معاصر کاملا مورد بی توجهی قرار گرفته اند و در نتیجه این بی توجهی ها بیشتر به مهاجرت از شهر و ادامه فعالیت در سایر شهرها متمایل می شوند.

 

یادنامه آقای دکتر جابر عناصری پدر تعزیه دانشگاهی ایران متخصص مردم شناسی از دانشگاه لندن در شهرهای رشت و کاشان برگزار شده اما در شهر اردبیل تنها در چند مورد به طور مقطعی که آن هم اصلا در شان ایشان نبوده است، اقداماتی صورت گرفته است.

 

استاد این مشکل بی توجهی به فرهنگ و اهالی فرهنگ در اردبیل را در چه می بینید؟

شهر ما با مشکل تشتت در برنامه ریزی فرهنگی مواجه است، درهیچ دوره ای مثل دوره حاضر، استاندار و نماینده ولی فقیه در زمینه های فرهنگی تا این حد با یکدیگر همسو نبوده اند؛ هر دوی آنها عملا نشان داده اند که با فرهنگ بیگانه نیستند ولی با این وجود این همسویی نیز منجر به نتایج قابل قبولی نشده است.

 

این مطالب را نه با نیت گلایه و شکایت بلکه از باب آسیب شناسی عرض میکنم و می دانم که مرجع مشخصی برای شنیدن این گلایه ها و نارضایتی ها وجود ندارد و اگر اهل گله و شکایت بودم با اوضاع موجود یا کلا فعالیت خود را متوقف می کردم و یا برای ادامه فعالیت به شهر دیگری می رفتم در حالی  که فکر می کنم با وجود تمام این بی توجهی ها و طرد شدن ها کارنامه فرهنگی قابل قبولی ارائه داده باشم.

 

به طور معمول وقتی به کیشه مطبوعات نگاه می کنیم می بینیم که یادداشت یک خبرنگار کم تجربه در مورد فعالیت های یکی از نمایندگان تیتر اصلی مطبوعات شده و این در حالی است که به خبر انتشار یک کتاب اهمیت چندانی داده نمی شود و بنده نیز به همین خاطر اخبار مربوط به انتشار 14 کتاب خروجی کلاس های ادبیات خلاق را با تیتر حادثه کتاب در اردبیل در مطبوعات منتشر کرده ام.

 

بی توجهی به خبر انتشار یک کتاب آسیب جامعه است

باید گفت که تب خبرهای مربوط به انتخابات پس از مدتی فروکش خواهد کرد و این اتفاق ها در آینده نیز به همین شکل تکراری تکرار خواهند شد در حالی که انتشار یک کتاب همواره یک اتفاق مهم است و باید از این فرصت استفاده کرده و بگویم که تمام کتاب های منتشر شده توسط هنرجویان دوره های ادبیات خلاق در کتابخانه ها نگهداری شده و توسط عده زیادی مورد مراجعه و مطالعه قرار می گیرد.

 

این  بی مهری ها همچنان ادامه داد به طوری که در شهرهای دیگر به تجربه ها و علم بنده به عنوان نماینده فرهنگی و ادبی منطقه آذربایجان بسیار ارزش داده و از آن استفاده می کنند و تمام هزینه های لازم برای این امر را نیز پرداخت می کنند در حالی که در شهر خودم هیچ توجهی به تجربیات و توانمندی های من و امثال من نمی شود و از همه مهم تر نیز اهمیتی به نیازها و خواسته ها به عنوان یک هنرمند داده نمی شود و این قضیه در نهایت باعث ناراحتی و دلسردی هنرمند می شود که مطلوب نیست.

 

به یاد جمله ای از هنرمندان و فرهنگ دوستان کشور عزیزمان افتادم که می گفت: «تاثیر مرگ باستانی پاریزی برای شهر کرمان خیلی بیشتر از ویرانی ارگ بم بود.» محمد ابراهیم باستانی پاریزی نویسنده ای کرمانی ولی شخصیت و استادی ملی بود که به گفته خودش در تمام بالغ بر هفتاد اثر خود از شهر کرمان نام برده و بدین ترتیب تاثیر بسزایی در شهرت نام شهر کرمان داشته است و به همین دلیل نیز افراد زیادی از مرگ وی بسیار ناراحت بودند.

 

حال باید از متولیان سوال کرد که آیا ما نیز در شهر اردبیل چنین هنرمندانی را تربیت کرده ایم؟ یا توانسته ایم افرادی را که توان و دانش تبدیل شدن به چنین اشخاصی را داشته اند در شهر خود حفظ و از مهاجرت آنها به شهرهای دیگر جلوگیری کنیم؟

 

استاد برای حسن ختام این بحث، برای اصلاح وضع موجود پیشنهادهایی ارائه بفرمایید؟

بله، راهکارها زیاد است برای مثال در یکی از دیدارها و نشست های بررسی آسیب های هنر در تهران پیشنهاد کردیم که حوزه اداره ها و دستگاه های فرهنگی در یک راستا قرار داده شده و همه آنها به طور مثال تحت نظر بیت رهبری اداره شوند چراکه علت موفق تر بودن عملکرد حوزه هنری نیز تداوم سیاست های هنری و تغییرهای کمتر در سیاست ها و مدیریت آنها است.

 

به نظر من تشکیل یک اتاق فکر فرهنگی و هنری با پست مدیریتی ثابت یا نسبتا ثابت منجر به استفاده از پتانسیل سرمایه های استان می شود شاید گفته شود که در حال حاضر این امور به وسیله شورای فرهنگی انجام می پذیرد ولی نتیجه کار حاکی از عدم موفقیت کافی این نهاد در این امر است.

 

خدمات ارائه شده به اهالی فرهنگ و هنر در اردبیل تاسف بار است

در مقایسه با استان های مجاور نیز به رغم میزان بسیار موفقیت ها و کسب افتخارها در حوزه فرهنگی و هنری، خدمات ارائه شده به فعالان عرصه هنر و فرهنگ در استان اردبیل خیلی کم و در واقع تاسف بار است؛ هنرمندان ما در سال های اخیر در زمینه فیلم و کاریکاتور جوایز کشوری و بین المللی بسیاری کسب کرده اند و همچنین در حوزه تولید کتاب با موضوع ادبی و سایر موضوع ها نیز جایگاه خوبی در سطح کشور دارند ولی چشم بینا و بصیری برای دیدن این افتخارها و موفقیت ها در استان ما وجود ندارد.

 

نامگذاری سالروز درگذشت استاد شهریار که یک شاعر ترک زبان است، به نام روز شعر و ادب فارسی نشان دهنده ارزش شاعران این قوم است هرچند تجربه به من ثابت کرده در بین افرادی که از لحاظ سمت و رتبه در جایگاه بالاتری قرار دارند درک متقابل بیشتر و مرزبندی بر اساس زبان و قومیت کمتر دیده شده و بیشتر، افراد عادی به چنین مرزبندی هایی معتقد هستند.

 

متاسفانه فضای بسته استان در حوزه فرهنگ باعث بسته ماندن افکار نیز شده و سیاست های کلی فرهنگی ما نیز با این مشکل مواجه است و حرمت و احترامی که نسبت به شاعران و نویسندگان در استان اردبیل وجود دارد در مقایسه با شهرهای دیگر بسیار کم است.

 

در پایان لازم است این نکته را یادآوری کنم که هنرمندان زیادی از اردبیل مهاجرت کرده اند و این یک واقعیت انکار ناپذیر است که این افراد از شهر فراری داده شده اند و به همین خاطر ترجیح می دهم جایگاه شغلی پایین تری داشته باشم اما فعایت های مفید و موثری در عرصه فرهنگی انجام دهم تا اینکه مقام شغلی بالایی داشته ولی هیچ کار مفیدی در حوزه فرهنگ و هنر انجام ندهم.

 

اردبیل علاوه بر حوزه فرهنگ و هنر در حوزه ادبیات نیز به یمن فعالیت چهره های خاص و معدود در سطح کشور در جایگاه های برتر این حوزه قرار دارد ولی بی توجهی به شخصیت ها و نخبه های این حوزه در دراز مدت باعث ایجاد دلسردی هایی در این قشر برای فعالیت در این استان را در پی خواهد داشت.

 

این امر صرفا مربوط به حوزه و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اردبیل، حوزه هنری، کانون پرورشی فکری و ... نیست بلکه مجموعه ای متشکل از همه نهادهای مرتبط با امور فرهنگی در این زمینه دخیل هستند که لازم است قبل از اینکه اردبیل شاهد فرار و مهاجرت نخبه های فرهنگی و هنری خود شود، چاره ای به وضع موجود اندیشیده شود.

 

لازم به ذکر است که دادن عناوینی چون «دارالارشاد» یا «دارالامان» برای استان اردبیل فقط بازی با کلمات است چراکه میزان دارالارشادی یا دارالامانی آن در میزان توجه به اهالی فرهنگ و هنر آن سنجیده می شود و تا زمانی که به معنای واقعی ارج و قرب فعالان این حوزه محقق نشود، نمی توان ارزش واقعی فرهنگ شهر اردبیل را نشان داد.

 

گفتگو: علی صباحی

 

 

پایان پیام/339

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

دین مبین اسلام جوابگوی تمامی نیازهای بشری است

خبرگزاری شبستان: مسئول دفتر نمایندگی ولایت فقیه در سپاه شهرستان اردبیل گفت: دین مبین اسلام با اتکا به قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار (علیهم) جوابگوی تمامی نیازهای بشری در حوزه های مختلف است.

اخبار برگزیده شبستان