خبرگزاری شبستان

جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶

الجمعة ٢٥ جمادى الثانية ١٤٣٨

Friday, March 24, 2017

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : معرفی کتاب - زمان :   ۱۳۹۵/۱/۵ - ۱۴:۳۶ شناسه خبر : ۵۳۲۲۷۵

«جسیکا» به بازار کتاب سر زد
خبرگزاری شبستان:کتاب «جسیکا» نوشته ی «لزان کلاناهان» را انتشارات «قطره» با ترجمه ی «شیوا اطمینان» به بازار کتاب فرستاد.

به گزارش خبرنگار کتاب شبستان، رمان «جسیکا» اثری از نویسنده ی انگلیسی، «لزان کلاناهان» است که نخستین بار در سال 2013 چاپ شد و اکنون از سوی نشر قطره و با ترجمه ی «شیوا اطمینان» راهی بازار نشر شده است.

این کتاب روایت زندگی دختری به نام جسيکا است که در زندگي ناملايمات زيادي را تحمل کرده و با وجود همه‌ ي آن‌ها هميشه آرام و خوددار بوده. زماني‌که بيش از هر چيز به يک هم‌صحبت براي تکيه کردن احتياج داشت، توماس کنارش بود.سال‌ها می گذرد، او فردي موفق و خوشبخت بود. اما مشکلات با ورود ليبي در زندگي‌اش شروع شد و با پيدا شدن جسد دوره‌گرد روس به اوج خود رسيد. سپس او جست‌و‌جو براي پيدا کردن توماس گمشده‌اش را آغاز کرد ...

در بخشی از کتاب «جسیکا» می خوانیم:

«جسیکا از ترس آن‌که پدرش او را نبیند، سریع پشت پرده قایم شد و به شانه‌ی هانا زد. «چرا بابا درخت گلابی مامان را قطع می‌کند؟»

هانا که نمی‌خواست خواب از سرش بپرد، غرولندی کرد و رویش را برگرداند. جسیکا دوباره به تماشای پدرش مشغول شد. قبلاً هم او را در حال قطع کردن درخت دیده بود، اما این بار فرق داشت. در همان تاریکی هم خشونت پدرش آشکار بود. ضربه‌های محکمی که به درخت می‌زد، او را به عقب پرتاب می‌کرد، و قبل از این‌که بتواند تعادلش را حفظ کند، دوباره به سمت درخت حمله‌ور می‌شد. هانا ناگهان از جا پرید، و از پشت پنجره به پدر خیره شد. «پناه بر خدا، بابا عقلش را از دست داده. »

«چرا این‌طوری شده؟ »

«مامان دیوانه‌اش کرده. ظاهراً یک یادداشت در جیبش پیدا کرده. »

ضربه‌هایش چنان محکم بود که هر بار تبر از دستش به زمین می‌افتاد.

درخت آرام روی زمین افتاد، و صدای شکستن شاخه‌ها زیر تنه به آرامی شنیده شد.

سکوت همه‌جا را فرا گرفته بود، تا آن‌که ناگهان در باز و صدای پا از پله‌ها شنیده شد. جسیکا آرام در اتاق را باز کرد، و با دیدن چهره‌ی برافروخته‌ی پدرش مقابل در نفسش بند آمد. موهای پدر آشفته شده بود و به‌سختی نفس می‌کشید. تبر نیز هم‌چنان در دستش بود. وارد اتاق شد....»

گفتنی است کتاب حاضر را انتشارات قطره در قطع رقعی و شمارگان 200 نسخه  چاپ وروانه ی بازار کتاب کرده است.

 

 

 

پایان پیام/476

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

تذکره اولیای عطار کتابی که مطالعه آن در ایام نوروز به شما پیشنهاد می شود

خبرگزاری شبستان:«تذکره اولیای عطار»یکی از کتب عرفانی ارزشمند است که مطالعه آن در ایام نوروز به دوستداران کتاب توصیه می شود.

اخبار برگزیده شبستان