خبرگزاری شبستان

دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷

الاثنين ١ ربيع الثاني ١٤٤٠

Monday, December 10, 2018

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : قرآن و معارف - حج و عتبات زمان :   ۱۳۹۷/۵/۲۱ - ۱۱:۲۴ شناسه خبر : ۷۲۱۲۹۸

روایتی از حج رفتن امام جواد(ع)
با توجه به فرارسیدن موسم حج و شهادت امام جواد(ع) روایتی از حج رفتن آن حضرت را برای شما آماده کرده ایم.

به گزارش خبرگزاری شبستان، در همان سال و در ضمن مراسم حج، شخصى از اهالى سجستان حضور آن امام رسیده و عرضه داشت: اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله، من در شهرى زندگى مى کنم که حاکم آن نسبت به شما ارادت دارد.(1)

مالیاتى بر من وضع کرده که از توانم خارج است. اگر ممکن است، نامه اى به او نوشته و در این باب مرا مساعدت فرمایید. حضرت فرمود: اما من او را نمى شناسم . آن شخص مى گوید:(2) عرض کردم : فدایت شوم ، او خود را از دوستداران شما معرفى مى کند. چند کلمه از طرف شما کافى است تا این مالیات سنگین از من برداشته شود. 

حضرت با بزرگوارى تمام ، کاغذ و قلم خواسته و اینگونه نوشت : به نام خداوند بخشنده مهربان . اما بعد، همانا حامل این نامه ، از تو به نیکویى در مذهب و مرام خویش یاد کرده و آگاه باش آنچه از عمل خیر به تو سود رساند، همان است که به نیکى رفتار کنى، بنابراین با برادران دینى خویش نیک رفتار بوده و متوجه باش که حقتعالى روزى از تو، پیرامون سبک و سنگین عملت پرسش خواهد نمود(3).

او مى گوید نامه را برداشته و به سرعت به سوى شهر خویش روانه شدم حسین بن عبدالله نیشابورى که والى شهرمان بود وقتى نامه را دید، اشک ریزان آن را بر چشم و صورت خویش مالیده و بوسید و آنگاه از نیاز من پرسید. وقتى حاجتم را گفتم، دستور داد که مالیات از من برداشته شده و حقوقى نیز براى من و خانواده مقرر ساخت و تا زنده بود، همین وضعیت ادامه داشت (4).

حضرت جواد(ع) با بزرگوارى تمام ، کاغذ و قلم خواسته و اینگونه نوشت: به نام خداوند بخشنده مهربان . اما بعد، همانا حامل این نامه، از تو به نیکویى در مذهب و مرام خویش یاد کرده و آگاه باش آنچه از عمل خیر به تو سود رساند، همان است که به نیکى رفتار کنى، بنابراین با برادران دینى خویش نیک رفتار بوده و متوجه باش که حقتعالى روزى از تو، پیرامون سبک و سنگین عملت پرسش خواهد نمود

روایتى دیگر از حج آن حضرت  

شخصى به نام موسى بن قاسم از اصحاب آن حضرت مى گوید: در مراسم حجى شرکت داشتم که افتخار همراهى با حضرت جواد علیه السلام نیز براى میسور شد. در حین مناسک حج ، حضور امام رسیده و عرض کردم : اى فرزند رسول الله صلى الله علیه و آله ، من مى خواستم از جانب شما و پدرتان (حضرت رضا علیه السلام ) طواف انجام دهم ، شنیدم که شخصى مى گفت : طواف به جاى اوصیاء الهى صحیح نیست . (حال ، تکلیف چیست ؟)

حضرت فرمود: بلکه جائز است و مى توانى چنین کنى .

من نیز با فراغ و آسودگى قلبى به نیابت از آن حضرت و پدرش، با اجازه خود او، طواف به جاى آوردم (5). سپس خدمت آن حضرت عرض کردم : من روزى از جانب رسول الله صلى الله علیه و آله طواف به جاى آوردم . حضرت با شنیدن نام جد خویش ، سه مرتبه به وى درود فرستاد.

سپس ادامه دادم : در روز دوم از جانب امیرالمؤمنین طواف کرده و همینطور در روزهاى دیگر به نیت پدران معصومتان طواف نمودم و در روز دهم نیز از جانب شما طواف کردم و بر این نعمت ولایت شما خاندان که حقتعالى به من ارزانى داشته ، شکر گزارم.
امام جواد حضرت فرمود: به خدا قسم ، این حالت (توجه به ولایت ما) همان دینى است که حقتعالى از بندگان خواسته است .

عرض کردم: گاهى نیز از جانب مادرتان فاطمه علیهاالسلام ، طواف مى کنم .

فرمود: به همین عمل کن که فضیلت و برترى فراوانى نزد ذات کبریایى دارد(6).

روایت على بن مهزیار از حج آن حضرت

على بن مهزیار از جمله راویان مخصوص و اصحاب ویژه امام جواد علیه السلام و امامان بعد از اوست (7). وى در سالى که مشرف به حج شده بود افتخار شرفیابى به حضور امام جواد علیه السلام را پیدا نمود. او مى گوید: شبى امام جواد علیه السلام را دیدم که طواف نساء به جا آورده و سپس نزد مقام ابراهیم نماز طواف را نیز گزارده و سپس با وقار خاصى به سوى زمزم رفت . مقدارى از آب آن نوشیده و آب آن را به تن خود پاشید. امام این عمل را هر سالى که به موسم حج مى آمد، تکرار مى کرد(8).

کدام حج صحیح است ؟

ابو عبدالله خراسانى از کسانى بود که در ابتداء به مکتب امامت نگرویده بود. وى پس از هدایت قلبى و راهیابى به مکتب زنده تشیع، در یکى از مسافرت هاى حج خدمت امام رسیده و عرض کرد: من سالهاى گذشته در حالى که مخالف روش شما بودم حج بجا آوردم و امسال با شرفیابى به شناخت و معرفت امامت، حج انجام داده ام. به نظرم حج سالهاى گذشته ام باطل بوده است. نظر شما پیرامون این حج چیست ؟

امام جواد علیه السلام فرمود: حج امسال، صحیح بوده و کفایت از حجه الاسلام نموده و حج سالهاى پیش مستحبى محسوب مى گردد (9) (در واقع این فراز از فرمایش امام تایید آیه اى است که مى فرماید: خداوند به سبب توبه ، بدیهاى شما را تبدیل به نیکى مى کند).

این محل را از آن روی ملتزم می نامند که مردم در آن قسمت می ایستند و به دیوار ملتزم شده و می چسبند و دعا می خوانند. از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: ملتزم، محلی است که دعا در آنجا پذیرفته می شود و بنده ای نیست که در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعایش را اجابت نکند.
 

کرامتى از آن حضرت  

شخصى به نام این حدید، از شیعیان آن امام بزرگوار مى گوید: در مراسم حجى که به همراه جمعى از دوستان شرکت داشتیم، قبل از رسیدن به مکه و در مسیر، مورد دستبرد راهزنان واقع شدیم. آنها هر چه توانستند از لباس و پول بردند. با غم و اندوه بسیارى وارد مکه شدیم. 

ناراحتى شدیدى بر جمع ما حکمفرما بود تا اینکه مطلع شدیم امام جواد علیه السلام را در موسم حج زیارت خواهیم نمود. من با اشتیاق فراوانى، بدون فوت وقت خود را به مدینه رساندم. وقتى به زیارت وى نائل شدم تعدادى لباس و مقدارى معتنابهى پول در اختیارم گذاشته فرمود بین دوستانت به مقدراى که دزد از ایشان برده تقسیم کن.

ابن حدید مى گوید: مرحمتى آن حضرت را برده و بین دوستانم تقسیم کرده و جالب این بود که دقیقا به اندازه اى بود که از برده بودند(10).
 
روایتى از آخرین حج

على بن مهزیار در روایت دیگرى پیرامون آخرین حج امام (در سالى که منجر به شهادت آن حضرت گردید)(11) این چنین گفته است : امام جواد علیه السلام را در آن سال ، در مراسم حج دیدم که با بیت الله الحرام وداع کرده و سپس طواف (وداع ) به جاى آورد. او در هر شوطى رکن یمانى را زیارت مى کرد و در شوط هفتم علاوه بر رکن یمانى ، حجر را نیز زیارت کرده و دست خود را بر آن کشید و سپس نزد مقام ابراهیم علیه السلام رفته و پشت آن دو رکعت نماز به جاى آورد. سپس در کنار «ملتزم» (12) به دعاء و راز و نیاز ایستاد و قدرى طول داد و بعد از آن از بیت الله خارج گردید(13).

پی نوشت ها:

1-  امام معصوم در هر زمان ، در مراسم حج همه ساله داشته و منظور از این حضور، شرکت ظاهرى آن حضرت مى باشد.

2-  از ظاهر روایت معلوم مى شود که این شخص از شیعیان نبوده است .

3-  دقت در همین نامه کوتاه و گویاى امام حکایت از عمق بینش الهى آن حضرت دارد.

4-  بحار 50: 56/2، حلیه الابرار 2/437.

5-  واقعا چه سعادت بزرگى است که هنگام طواف بیت ، با اهل بیت محشور و مانوس بودن و این هماى سعادتى است که بر بام هر کسى ننشنید.

6-  کافى 4: 314/ ح 2، تهذیب 5: 450/ ح 1572، وسائل 11، 200/ ح 14620 نقل از الحج فى السنه /199.

7-  وى از چهره هاى ممتاز شیعى بوده و از امام هادى علیه السلام و عسکرى علیه السلام نیز روایت کرده است مرقد منور وى اکنون در شهر اهواز مزار عام و خاص است .

8-  حلیه الابرار 2/5-434.

9-  همان مدرک 2: 430 ح 2884.

10-  الخرج و الجرائح 2/677، الثاقب فى المناقب 524/ ح 459

11-  در متن روایت هم سال 225 هجرى و هم سال 217 هجرى ذکر شده و چون سال شهادت آن حضرت 220 هجرى بوده یا سال درست ضبط نشده و یا روایت دوم صحیح است .

12- «ملتزم» قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه است که در یک سوی آن حجرالاسود و در سوی دیگرش باب کعبه قرار دارد. این محل را از آن روی ملتزم می نامند که مردم در آن قسمت می ایستند و به دیوار ملتزم شده و می چسبند و دعا می خوانند. از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: ملتزم، محلی است که دعا در آنجا پذیرفته می شود و بنده ای نیست که در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعایش را اجابت نکند.

13-  کافى 4: 532/ ح 3، تهذیب 5: 281/ ح 958مراه العقول 18: 229/ ح 3 نقل از کتاب حج الانبیاء و الائمه /464.

پایان پیام/49
کلید ‫واژه‌ها:
|
|
|

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

ولایتی در نشست شورای مرکزی کنگره جهانی محبان اهل بیت (ع):

پایان دادن به خونریزی میان مسلمانان امری واجب است/جنگ‌های نیابتی فتنه‌ای برای تجزیه کشورهای اسلامی است

ولایتی گفت: پایان دادن به خونریزی میان مسلمانان امری واجب و وظیفه ای اسلامی و انسانی است، فتنه ای که گروه های تکفیری با جنگ های نیابتی به راه انداختند برای تضعیف و تجزیه کشورهای اسلامی است.

اخبار برگزیده شبستان