خبرگزاری شبستان

پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

الخميس ١٦ شوّال ١٤٤٠

Thursday, June 20, 2019

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : معرفی کتاب - زمان :   ۱۳۹۸/۳/۱ - ۱۳:۱۰ شناسه خبر : ۷۹۲۰۴۸

چاپ سیزدهم کتاب«هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند»
چاپ سیزدهم کتاب«هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند؛ زیست با استفاده از خرد فلاسفه‌ی بزرگ» اثر«دانیل مارتین کلاین» با ترجمه «حسین یعقوبی» توسط نشرچشمه چاپ شده است.

 

 به گزارش خبرگزاری شبستان،  این کتاب که می توان از آن به عنوان سفری جذاب با چاشنی فلسفه به جهان طنز نام برد برای سیزدهمین بار توانست در بازار نشر جلوه گری کند.

 در بخشی از مقدمه این اثر می خوانیم: «مدت ها پیش ــ نه خیلی وقت پیش ــ در حال بسته بندی یک سری از کتاب هایم بودم که چشمم افتاد به دفترچه ای که رویش نوشته بودم: « مختصرومفید » . داخل دفترچه در هر صفحه جمله ی قصاری از یکی از فلاسفه ی بزرگ یادداشت کرده بودم. پایین هر کدام شان هم یک تفسیر چندخطی نوشته بودم.

تقریباً این دفترچه را فراموش کرده بودم. قدمت برخی نوشته های دفترچه برمی گشت به پنجاه سال پیش. اولین جملات دفترچه با قلمی نوشته شده بود که والدینم به عنوان جایزه ی فارغ التحصیلی ام از دبیرستان برایم گرفته بودند. آن موقع نوزده یا بیست سال داشتم و تصمیم گرفته بودم تحصیلاتم را در رشته ی فلسفه در دانشگاه دنبال کنم. دلیل این تصمیم و همچنین نگارش در این دفترچه این بود که امیدوار بودم که بتوانم برای بهینه زیستن و زندگی به بهترین شکل ممکن از راهنمایی های فلاسفه ی بزرگ بهره بگیرم. در آن زمان اصلاً نمی دانستم که می خواهم بعد از فارغ التحصیلی چه کنم و چه کاره شوم. البته می دانستم که نمی خواهم پزشک، وکیل یا تاجر شوم، درست برخلاف اکثر همسن وسال هایم. هدفم از تحصیل در رشته ی فلسفه چه بود؟ این که مطالعات فلسفی ام بلیتی باشد برای تعیین مسیر و مقصدم در زندگی.

در میانه ی مطالعه ی دفترچه متوجه شدم که تفسیرها و اظهار نظرهای من در مورد جملات قصار فلاسفه به تدریج تحلیل رفت و تقلیل یافت به جملات کوتاهی مثل « باید یک شیوه ی بهتری باشه » یا « کمک! » . آخرین جمله ی این دفترچه نقل قولی بود از راینولد نیبور به این مضمون:

هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند.

زیرش هم نوشته بودم:

« حالا شما به من بگین. »

احتمالاً در میانه های دهه ی سوم عمرم دفترچه را بسته و کناری گذاشته بودم.

اولین واکنش من در بازخوانی مطالب این دفترچه در این سن وسال ــ هفتاد و پنج سالگی ــ این بود که آن موقع چه قدر ساده لوح و خام بودم. واقعاً فکر می کردم که می توانم با بهره گیری از تعالیم فلاسفه ای که صدها سال پیش زندگی می کردند بهینه زیستن در دوران معاصر را یاد بگیرم؟ واقعاً پیش خودم چه فکری کرده بودم؟....

بعد از گذشت چند ترم و گذراندن چهل پنجاه واحد رشته ی فلسفه، متوجه حقیقت ناخوشایندی شدم: در میان متون فلسفی که به عنوان یک دانشجو مطالعه می کردم پیشنهادات مرتبط با چگونه زیستن اندک بود.

 نویسنده در این اثراز ارسطو و بيكن و نيچه گرفته تا سارتر و كامو و ويتگنشتاين، در يک گشت فلسفی ـ تفريحی، به مسائل فلسفیِ درون و بیرونِ زندگی می‌پردازد.

چاپ سیزدهم کتاب«هربار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند؛ زیست با استفاده از خرد فلاسفه‌ی بزرگ» اثر«دانیل مارتین کلاین» با ترجمه «حسین یعقوبی» توسط نشر«چشمه» چاپ شده است.

پایان پیام/37

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

صدای جامعه از حنجره دین در«شهنواز» رضا رسولی

«رضا رسولی» در سیزدهمین گام نویسندگی خود شهنواز را با موضوعی دینی چاپ و روانه بازار نشر کرده است.

اخبار برگزیده شبستان