خبرگزاری شبستان

یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹

الأحد ٢ صفر ١٤٤٢

Sunday, September 20, 2020

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : فرهنگ و ادب - سایر حوزه ها زمان :   ۱۳۹۹/۴/۱۰ - ۱۴:۲۶ شناسه خبر : ۹۴۴۴۵۸
به بهانه دهه کرامت
جستجوی کرامت انسان در مظاهر فرهنگ و هنر
مظاهر فرهنگ و هنر محمل بروز بیرونی شخصیت درونی انسان هاست، از این جهت تعالی انسان در مسیر کرامت به شکل گیری فرهنگ و هنری کریمانه می انجامد. این جاست که رابطه دو سویه فرهنگ و هنر ناب و کرامت نمایان می شود.

خبرگزاری شبستان، سرویس فرهنگی- محمد پورعلم : روزهایی که می گذرانیم به بهانه فاصله ده روزه ولادت حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) به عنوان «دهه کرامت» نامگذاری شده است. اما کرامت به چه معناست و از کجا می آید؟ نخستین مواجهه ما با «کرامت» به عنوان مفهومی دینی، آیات ابتدایی سوره «علق» است؛ آن جا که خداوند خود را «رب اکرم» معرفی می کند: «اقرا و ربک الاکرم».

 

«آیت الله جوادی آملی» در تفسیر این آیه سخنی با این مضمون دارد که وقتی «رب اکرم» است، تدبیر و راهنمایی و مدیریت او کریمانه خواهد بود و بنابراین درس او «قرآن کریم» است.  

 

در کنار این این آیه، خداوند در سوره «اسرا» به کرامت انسان اشاره می کند: «و لقد کرمنا بنی آدم». آیت الله جوادی آملی در تفسیر این آیه، انسان را موجودی «گرانبها» می داند که با موجودات دیگر تفاوت دارد: «ثم انشاناه خلقا آخر» و می افزاید: « وقتی در آغاز آیه دارد که خدای اکرم تدریس می‌کند یعنی درس کرامت می‌دهد کرامتی که برای خودش است به انسان می‌دهد پس انسان در کریم‌شدن می‌شود خلیفهٴ خدا و سند کرامت انسان هم خلافت اوست، خب چرا انسان کریم است؟ برای اینکه خلیفةالکریم است و جانشین کریم است و خلیفهٴ کریم کرامت دارد دیگر اگر «انی جاعل فی الارض خلیفه» مطرح است و اگر انسان خلیفهٴ کریم است ،خلیفهٴ کریم کرامت خواهد داشت.»

 

این مفسر قرآن تاکید می کند: «حال ممکن است انسان به دلیل «ان الانسان لیطغی/ ان راه الستغنی» از کرامت طرفی نبندد اما تمام مبدا فعلی و فاعلی، مبدا قریب و بعید خلق و تدبیر او بر اساس کرامت تنظیم شده است.»

 

تا این جا مشخص شد که انسان در جایگاه ویژه خلیفه خداوند قرار گرفته و این خلیفه گی در ارتباط دو سویه با کرامت الهی انسان است. حال پرسش این است که این کرامت انسانی چگونه در مظاهر زندگی او بروز و ظهور پیدا می کند؟ وقتی مفهوم کرامت این چنین با انسان عجین شده، چگونه می توان همه فعالیت های انسانی را کریمانه دید؟

 

بسیاری از جهات زندگی انسان از طریق مظاهر فرهنگ و هنر نمایان می شود. به این معنا که می توان در هنر و ادبیات، بروز بیرونی شخصیت درونی انسان ها را به مشاهده نشست. حالا این فرهنگ و هنر چه نسبتی با کرامت انسانی دارد؟ «سیدمرتضی آوینی»، اندیشمند و مستندساز نام آشنای سال های ابتدایی انقلاب، وقتی سخن به رابطه سینما و انسان مسلمان می رسد، پس از آن که از لزوم آشنایی کامل سینماگر با تکنیک سینما می گوید، به سراغ تاثیر مسلمانی او در اثر می رود. او می گوید وقتی سینماگر بر ابزار سینما مسلط شد، از این پس سینما آینه تمام نمای سینماگر می شود و از این گریزی نیست: «فیلمساز چه بخواهد یا نخواهد، فیلم او آینه تمام نمای اوست». از این اشاره می توان فهمید که انسان هر آن چه در مراتب کرامت انسانی پیش رود، فیلم او نیز کریمانه تر خواهد بود.

 

وقتی رابطه سینما به عنوان مولود تفکر غرب جدید و هنری تکنولوژیک با انسان چنین تعریف شود، بنابراین این اشاره به مراتب درباره سایر مظاهر فرهنگ و هنر صدق می کند. اما آن چه در این میان اهمیت فرهنگ و هنر را دوچندان می کند را می توان بار دیگر در همان آیات ابتدایی سوره «علق» جستجو کرد؛ آن جا که می فرماید: «اقرا و ربک الاکرم/ الذی علم بالقلم». چنان که آیت الله جوادی آملی می گوید «لسان، احد القلمین» است و «قلم، احد اللسانین». خداوند به وسیله قلم تعلیم داد؛ اولا انسان را با قلم آشنا کرد و سپس به انسان یاد داد که چه بنگارد که بماند. از سوی دیگر خداوند در ابتدای سوره قلم با آیه «ن و القلم و ما یسطرون» نه تنها به قلم سوگند یاد می کند بلکه به مکتوبات قلم نیز قسم یاد می کند.

 

با نگاهی به مظاهر فرهنگی و هنری ایران در قرن های  گذشته تاکنون می توان نشانه های فراوانی از ظهور کرامت انسانی در آن ها یافت؛ از شاعران و حکیمان بلندآوازه گرفته تا هنرمندان و معماران گمنامی که هنوز آن چه برساخته اند روح انسان را جلا می دهد.

 

قرآن کریم به عنوان کتاب تعلیم کریمانه انسان، اکنون نزد ماست. شاید مهمترین پرسش نزد اهالی فرهنگ و هنر یافتن پاسخ های خود از خلال سطور این معجره ماندگار پیامبر واپسین باشد. آیات قرآن در کنار کلام معصومان(ع) می تواند راهگشای پرسش های مهم در زمانه ای باشد که در نگاه انسان محسوسات همه چیز است و خبری از عالم غیب به عنوان حقیقت جهان نیست. آن گاه که این معناها یافت شد و در درون انسان نشست، فرهنگ و هنر حاصل از آن کریمانه خواهد بود و رابطه دوسویه فرهنگ و هنر ناب و کرامت نمایان می شود؛ چنان که معجزه پیامبر اسلام(ص) در میان قومی که به زبان خود می نازیدند، کتابی بود سرشار از فصاحت و بلاغت زبان.

 

 

 

 

 

 


 

پایان پیام/14

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

اخبار برگزیده شبستان